|
+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386 و ساعت 14 |
من شاعر قصيدة آهم بدون تو
دنبال سايههاي سياهم بدون تو
هر شب به اسم مستي عشق و قلندري
شبگرد کوچههاي گناهم بدون تو
حتي اگر به تارک هفت آسمان روم
آن سوي سرد و تيرة ماهم بدون تو
با اين هزار قافله تا هيچ رفتهام
يک رهسپار گم شده راهم بدون تو
حرفم براي اهل زمين گفتني نبود
يک سينه درد و قصة چاهم بدون تو
اين شهر ديگر از شبح خويش خسته است
انگار خسته است خدا هم بدون تو
|
+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386 و ساعت 11 |