تبليغاتX
مسافر
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
سفر مجازی

مسافر

          یک ساله شد

این هم شعری به بهانه ی یک سال با شما بودن

 

با شما راحت است چقدر در اين
شهر بي پرده‌ي مجازيتان
یک «مسافر» که ماندگارش کرد
گرميِ ميهمان نوازيتان

 

یک «مسافر» که آمد و کم کم
اهل اين شهر پاک و خلوت شد
صاحب خانه‌اي کنار شما
آخر کوچه‌ي صداقت شد

 

چه سحرها که جستجو کردم
اسمتان را ميان پنجره‌ تا
بزنم شاعرانه پيوندي
قلب خود را به قلبتان گره تا...

 

شعرهايم پر از نگاه شماست
بس که بي ادعا نظر داديد
و ميان شما شدم تکثير
تا به من با گلي خبر داديد

 

با پيامِ بروزتان روزم
در شب غصه‌هايتان بي‌تاب
هديه‌ام قدر يک غزل نور است
مثل يک کرم کوچک شبتاب

 

پشت اين موج‌واره‌ها شهري است
قايقي بي قرار مي‌سازيم
و برای قدم قدم تا صبح
واژه‌ واژه قطار مي‌سازيم

 

صفر و یک ها چنین رقم خوردند
که در این صفحه ی مجازيمان
برسند آخرش به هم يک روز
جاده خطهاي نا موازيمان

 

|+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در چهارشنبه 14 فروردین1387 و ساعت 21 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar