دو رباعي تقديم به حضرت زهرا (س) :
ديوانهي عطر ياس خوشبوي توام
در حاشيهي مدينه آهوي توام
کشتي شکستهاي که پهلو زده در
اندوه کنارههاي پهلوي توام
بانوي ترانههاي باراني من
آرامش لحظههاي طوفاني من
در کوچه نشستهام که دستي بکشي
روي سر کودک خياباني من
و يک غزل تقديم به همه خانمهاي باوقار:
مثل شب ـ برکــــههاي مهتابي
با ستاره ستاره مرغابي
که شنا ميکنند در چشمت
روي آن سطح روشن آبي
در شبستانِ چادرت انگار
طرحي از انحناي محرابي
ميزني پا به پاي کاشيها
چرخ در کوچههاي بيتابي
ديدهام در حريم چشمانت
گوهر شب چراغ نايابي
نه از آن شيشههاي رنگارنگ
روي اين دکههاي قلابي
که به گِردش هميشه ميچرخند
صورتکهاي مانده در خوابي
با دو تا چشم گود افتاده
در ته گونههاي سرخابي
از سرابي، برهنه مينوشند
سالها کوزه کوزه بي آبي
دسته گلهاي زرد و تاريکند
مثل نيلوفران مردابي
سهمشان از بهار، همسفريست
با کفي در مسير سيلابي
دست در دست موج ميچرخند
دور خود در گلوي گردابي
آه، اما تو ساده و آرام
ميروي نرم و بيصدا تا، بي -
خود نمايي، خودِ خودت باشي
يک شبِ ژرف و پاک و مهتابي
|
+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 و ساعت 23 |