داغ شقایق


می‌خواهد آسمان به زمین افتد وقتی جدا کنند دو عاشق را
وقتی که بی بهانه بگیرد مرگ از مردِ عشق یار موافق را

در یک نگاه غربت وخواهش بود، در یک نگاه شرم و سفارش بود
طاقت نداشت واژه در این معنا  تا بشکند سکوت دقایق را

تنها نگاه بود که می‌پرسید تنها نگاه بود که می‌فهمید
تنها نگاه بود که در خود داشت تصویری از تمام حقایق را

دل کند از صدف تنِ مروارید، دریا کشید درد و به خود پیچید
وقتی که موج با کمک صخره درهم شکست قامت قایق را

عطر گلاب پر شده در آفاق، یک باغ بود لیلی ما یک باغ
یاسی کبود داشت به رخسارش، بر سینه داشت داغ شقایق را

صورت به اشک شسته گل شب بو، از رنگ ارغوان زده بر بازو
بر دست بسته مرد، طناب آن‌سو، تا رو کنند دست منافق را

با گریه‌هایشان هم اگر قهرند، مثل غریبه در دل این شهرند
باهم خوشند با همشان بگذار این قلبهای از همه فارغ را

این شهر داد دست که بیرق را ؟ وقتی نخواست فاتح خندق را
وقتی شکست آینه‌ی حق را، باید ببیند آینه‌ی دق را

حیفند این دو پرچم بی‌رنگی، بر بام این مدینه‌ی دل سنگی
شاید به سِحر، «هر چه که لایق‌«ها رنگی کنند روح خلایق را

بر آتش به در زده نازیدند، بستند دست میر و نفهمیدند
سیلی به روی عشق نخواهد کرد، با آبرو فراری سابق را

این درد بی کرانه تر است از میخ، این درد مانده در بدن تاریخ
پیدا کنید در سحری روشن، یاران! طبیب عاشق حاذق را

اِلّا المطهرین مسیحا دم! با مریم شکسته‌ی ما مَحرم!
با مرهمی بیا و تو درمان کن، قرآنِ خون گرفته‌‌ی ناطق را


- مطلب قبلی هم ترانه مرثیه ای است برای مادر


آشیون بی کبوتر


می‌دونید رفتن دلبر یعنی چی؟
معنی لحظه آخر یعنی چی؟

باغ بی غنچه چه معنایی داره؟
آشیون بی کبوتر یعنی چی؟

جلوی چشم یه دختر، نیمه‌شب
بردن تابوت مادر یعنی چی؟

بره یار و نشه فریاد بکشی
چه می‌‌فهمیم ما که مضطر یعنی چی؟

پاهاش انگار نای حرکت نداره
بدون فاطمه حیدر یعنی چی؟

اشکای نم نم ساقی می‌دونن
وقتی که بشکنه ساغر یعنی چی 

درِ علمه علی و خوب می‌دونه
وقتی آتیش بگیره در یعنی چی؟

اونی که پر زده یار جوونش
می‌دونه غنچه پرپر یعنی چی

کی می‌دونه جای دستای تبر
روی برگای صنوبر یعنی چی؟

اولین باره که سلمان می‌بینه
لرزش زانوی حیدر یعنی چی

بعد از این بی فاطمه، پیش علی
 می دونید خوندن کوثر یعنی چی؟