محرم نامه 92
شب اول: حضرت مسلم ع
در دلم با غم این زمزمه غوغاست حسین
وای تنهاست حسین
کربلایی شدی و مسلمت اینجاست حسین
وای تنهاست حسین
شب دوم: ورودیه
جمع عشاق رسیدند به میدان بلا
مست شد کرب وبلا
ساغر عشق سپردند به شاه شهدا
مست شد کرب و بلا
شب سوم: حضرت رقیه س
تو مرا با خودت اینبار چو رفتی به سفر
ببر از شام پدر
بغلم کن که بگویم به تو از درد کمر
ببر از شام پدر
شب چهارم: فرزندان حضرت زینب س
خون زینب به رگ ماست هوایی شدهایم
کربلایی شده ایم
دو کبوتر دو شقایق دو فدایی شدهایم
کربلایی شده ایم
شب پنجم:حضرت عبدالله ابن حسن ع
من دلیری دگر از قلب سپاه حسنم
نذر تو جان و تنم
مثل عباس شده دست جدا از بدنم
نذر تو جان و تنم
شب ششم:حضرت قاسم ابن الحسن ع
با تو شد مرگ عمو جان! چو عسل در دهنم
قاسم ابن الحسنم
شدهام مرد که شمشیر به عشقت بزنم
قاسم ابن الحسنم
شب هفتم : حضرت علی اصغر ع
قطره آبی به لب تشنهی اصغر نرسید
او به مادر نرسید
تیر آمد سخن از آب به آخر نرسید
او به مادر نرسید
(گر چه شش ماهه و لب تشنه ام ای خصم ولی
نام من هست علی
عزم میدان کنم امروز چو شش ماهه یلی
نام من هست علی)
شب هشتم: حضرت علی اکبر ع
ای جوانان بنی هاشم و ای اهل حرم
شده پرپر پسرم
اربا اربا شده او را به حرم چون ببرم
شده پرپر پسرم
زندگــی چیـــز دیگــری شـده اســـت